هنجارها و قوانين حاكم
هنجارها و قوانين حاكم در هر جامعه حكايتگر بنيادهاي ارزشي و مباني فرهنگي و اخلاقي جوامع ميباشد و گزافه نيست اگر بگوييم كه مباني ارزشي و اعتقادي آن هنگام كه از عرش جايگاه خويش به سطح نازل زندگي بشري فرود ميآيند در قالب هنجارهاي فرهنگي و اخلاقي و قوانين ظاهر ميشوند و با بررسي همين قواعد ميتوان ريشههاي وجودي يك جامعه را محك زد و اصالتهاي آن را كاويد چنانكه مورخان و جامعهشناسان نيز در پي يافتن سبكهاي فرهنگي تمدنهاي گذشته، به متون اخلاقي و قانوني آن جوامع مراجعه ميكنند. با نگاهي گذرا به ماهيت و محتواي آنچه كه در ا ين زمينه از ملل و اقوام مختلف برجا مانده به روشني ميتوان دريافت كه هرقدر اصول و مبادي ارزشي يك فرهنگ عميقتر و عاليتر بوده قوانين و مقررات غنيتر و ماندگارتري به نسلهاي بعد منتقل گرديده و در مقايسه و نسبت سنجی بین تمدنهاي بزرگ و پيشرو در اين عرصه، آنهايي كه در عمق نگاهشان به حقايق گيتي، صبغهاي الهي ديده ميشود، گوي سبقت را از ديگران ربودهاند. و در اين ميان بيهيچ ترديدي قواعدي كه در قالب دين خاتم از مبدأ الهي و منشأ همه هستي و علم و آگاهي به ما رسيده، عاليترين كمالات بشري را نشانه رفته و رسول خاتمش نيز فرمود: در اين آيين هر آنچه كه براي كمال قرب شما به خوبيها و دور شدن شما از پليديها و زشتيها لازم بوده است با شما باز گفتهام.
هنجارها و قوانين حاكم در هر جامعه حكايتگر بنيادهاي ارزشي و مباني فرهنگي و اخلاقي جوامع ميباشد و گزافه نيست اگر بگوييم كه مباني ارزشي و اعتقادي آن هنگام كه از عرش جايگاه خويش به سطح نازل زندگي بشري فرود ميآيند در قالب هنجارهاي فرهنگي و اخلاقي و قوانين ظاهر ميشوند و با بررسي همين قواعد ميتوان ريشههاي وجودي يك جامعه را محك زد و اصالتهاي آن را كاويد چنانكه مورخان و جامعهشناسان نيز در پي يافتن سبكهاي فرهنگي تمدنهاي گذشته، به متون اخلاقي و قانوني آن جوامع مراجعه ميكنند. با نگاهي گذرا به ماهيت و محتواي آنچه كه در ا ين زمينه از ملل و اقوام مختلف برجا مانده به روشني ميتوان دريافت كه هرقدر اصول و مبادي ارزشي يك فرهنگ عميقتر و عاليتر بوده قوانين و مقررات غنيتر و ماندگارتري به نسلهاي بعد منتقل گرديده و در مقايسه و نسبت سنجی بین تمدنهاي بزرگ و پيشرو در اين عرصه، آنهايي كه در عمق نگاهشان به حقايق گيتي، صبغهاي الهي ديده ميشود، گوي سبقت را از ديگران ربودهاند. و در اين ميان بيهيچ ترديدي قواعدي كه در قالب دين خاتم از مبدأ الهي و منشأ همه هستي و علم و آگاهي به ما رسيده، عاليترين كمالات بشري را نشانه رفته و رسول خاتمش نيز فرمود: در اين آيين هر آنچه كه براي كمال قرب شما به خوبيها و دور شدن شما از پليديها و زشتيها لازم بوده است با شما باز گفتهام. بر اين اساس با قطع و يقين ميتوان اعتقاد داشت آموزههاي اصيل اسلامي، راهنماي جامعه بشري به سوي رشد و كمال ميباشد. جامعه ايراني كه غالباً در طول تاريخ به واسطة سلطه حاكمان غير صالح در بهرهگيري از قوانين الهي ناكام مانده بود با درخشش خورشيد انقلاب اسلامي گرماي اين هدايت را بر تن خويش بازيافت. فضاي عطرآگين و معنوي سالهاي آغازين پيروزي انقلاب اسلامي خود زمينهاي بود براي تدوين و اجراي قوانين حقوقي اسلام پس از انقلاب اسلامی تحولات شگرفی در قوانین کشور ایجاد شد. این تحولات در حوزه مباحث کیفری ملموستر بود به طوری که تقسیمبندی جرائم به خلاف، جنحه، جنایت در پیش از انقلاب جایگزین حدود، قصاص، دیات، تعزیرات و مجازاتهای بازدارنده پس از انقلاب شد. هرچند بهرهگیری از فقه شیعه در تدوین قوانین جزایی به غنای بسیار این مجموعه انجامید ولی شوق فراوان همراه با تعجيل براي اجراي هرچه سريعتر اين قوانين در حدوث و پديدار شدن مشكلات داخلي و خارجي براي همه نهادهاي انقلاب در بقاء، سبب گرديد كه اين قوانين به رغم استواري و غناي بيبديل محتوايي، در مقام تدوين از اتقان و وزانت لازم بهخصوص در بخش مقررات كيفري برخوردار نباشد.




.jpg)